پيغام مدير :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمديد به سايت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سايت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنيد.
 
 
چطور امنیت خانواده را در اینترنت حفظ کنیم؟
نوشته شده در پنج شنبه 28 بهمن 1389 
ساعت : 1:31 PM
نويسنده : مجيد جعفری

چطور امنیت خانواده را در اینترنت حفظ کنیم؟

میلیون‌ها خانواده هر روزه از اینترنت برای یادگیری، تحقیق، خرید، انجام امور بانکی، به اشتراک‌گذاری تصاویر، بازی، دانلود فیلم و موسیقی، ارتباط با دوستان، ملاقات افراد جدید و ... استفاده می‌کنند...
 
 

 


 

ادامه مطلب


 



آیا ثروتمند شدن به بهره هوشی بالا نیاز دارد؟
نوشته شده در دوشنبه 25 بهمن 1389 
ساعت : 9:01 PM
نويسنده : مجيد جعفری

آیا ثروتمند شدن به بهره هوشی بالا نیاز دارد؟

راستش را بخواهید برای سرو سامان دادن به اوضاع مالی خود حتما نباید نابغه باشید. این یکی از نتایج تحقیقات جدید در زمینه هوش و تمکن مالی است

 


هرچند مطلب زیر نتیجه تحقیقاتی در آمریکا و در آن به مشکلات ورشکستگی ، کارت اعتباری و مالیاتی که از جمله مسائل معمول مالی و اقتصادی آمریکاییان است اشاراتی شده است، اما بدون در نظر گرفتن این موارد و با توجه به اینکه این شیوه زندگی در ایران نیز آغاز شده است، میتوان از توصیه ها و نکته سنجیهای موجود در آن بهره مند شد.

راستش را بخواهید برای سرو سامان دادن به اوضاع مالی خود حتما نباید نابغه باشید. این یکی از نتایج تحقیقات جدید در زمینه هوش و تمکن مالی است که در طی آن با بررسی هزاران تن از اشخاص در دهه ۵۰ عمر، نشان میدهد که افرادی که دارای بهره هوشی یا IQ متوسط تا پایین هستند در پس انداز مالی به اندازه افرادی با IQ بالا موفق هستند. در عین حال، احتمال اینکه افراد باهوش درگیر مشکلات مربوط به کارت اعتباری شوند بیشتر است.

به گفته جی زاگورسکی (Jay Zagorsky) نویسنده این تحقیق و از دانشمندان محقق در زمینه منابع انسانی در دانشگاه اوهایو :" اگر من شخصی با هوش اندک باشم، نباید تصور کنم که برای پس انداز مالی، در هیچ زمینه یا شکلی ناتوان هستم و بالعکس، اگر دارای بالاترین بهره هوشی هم باشم، نباید تصور کنم که دارای ویژگی یا مزیت خاصی هستم."

"من اهمیتی به میزان IQ شما نمی دهم- شما میتوانید موفق شوید."
توجه به این نکته بسیار اهمیت دارد که این تحقیق در میان ۷۴۰۳ تن از افراد نسلی خاص- متولدین سالهای ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۴ و اطلاعات مالی/اقتصادی آنان از سال ۲۰۰۴ انجام گرفته است. این احتمال وجود دارد که یک گروه سنی دیگر، عادات اقتصادی دیگری داشته باشد. از طرفی این تحقیق منکر این عقیده نیست که هوش بالاتر با درامد بیشتر همراه است، نشده است. این تحقیق از این جهت متفاوت است که در آن به بررسی ارتباط میان هوش و دو عامل دیگر پرداخته شده است:

▪ ثروت یا ارزش خالص که از تفاضل دارائیها و بدهیها حاصل میشود. زاگورسکی برای رسیدن به این رقم، سرمایه، حقوق ماهیانه، اموال نقد، سهام و هرگونه مال با ارزش را جمع بسته و سپس تمام دیون و بدهی ها را از آن کم میکند.

▪ تنشهای مالی که با سه پرسش مشخص میشوند: آیا دارای کارت اعتباری که تا سقف آن استفاده شده باشد هستید؟ آیا در پنج سال گذشته قسط پرداخت نشده یا قسطی که دو ماه دیر شده باشد داشته اید؟ آیا تا کنون اعلام ورشکستگی کرده اید؟

زاگورسکی عوامل خارجی موثر بر ثروت، از جمله تحصیلات، طلاق، ارثیه، سیگار کشیدن و سلامت روانی –اعتماد به نفس و توانایی کنترل خواسته های نا معقول- را نیز درنظر گرفته است و با شگفتی متوجه شده است که:

▪ در حالی که احتمال بالا بودن درآمد اشخاصی با IQ بالاتر از متوسط سه بار بیشتر از افراد دارای IQ زیر متوسط است، اما احتمال اینکه ثروت خالص گروه اول بیشتر از گروه دوم باشد تنها ۱.۲ برابر است. به عبارت دیگر، تعداد اشخاصی که با بهره هوشی کمتر از متوسط دارای درآمد بالا باشند اندک است، اما تعداد نسبتا زیادی از آنان "ثروتمند" هستند.

▪ میزان بهره هوشی، کم یا زیاد، نقش عمده ای در ثروت خالص ندارد. ثروت خالص گروه دارای بهره هوش متوسط در گروه مورد بررسی معادل ۱۸.۶ ماه از درآمد آنان است و ثروت خالص گروه باهوش –با IQ ۱۲۵ و بالاتر تنها اندکی بیش از ۲ سال حقوق آنان است.

▪ درآمد متوسط موارد مورد بررسی با بهره هوشی ۱۰۵ با درآمد متوسط افراد دارای IQ ۱۱۰ برابر است اما این گروه ثروت خالص بیشتری دارند.

▪ اوج احتمال بروز مشکلات اقتصادی در گروهی است که دارای بهره هوشی نزدیک ۱۰۰ هستند. زاگورسکی میگوید :" من تصور میکردم که افراد باهوشتر دارای ثروت بیشتری باشند و خوب، فکر میکردم چنن افرادی اشباهات کمتری مرتکب میشوند...فکر کردم که نکند دچار اشتباه شده باشم." اما هیچ اشتباهی صورت نگرفته بود.
به گفته شرمن دی. هانا (Sherman D. Hanna) اقتصاددانی که در دانشگاه اوهایو تدریس میکند و گزارش زاگورسکی را مطالعه کرده است، این تحقیق به بررسی فاکتورهایی که میتوانند تاثیر فراوانی بر تمایل فرد به پس انداز داشته باشند، نپرداخته است. افراد دارای بهره هوشی بالا مشاغلی با درآمد و مزایای خوبی دارند و به دلایل متعدد در زمینه مالی احساس امنیت میکنند. یا اینکه این افراد هم مانند دیگران دوست دارند تمام درآمد خود را خرج کنند.

هانا میگوید : از نظر یک اقتصاددان، هدف بالا بردن ثروت خالص نیست بلکه هدف باید بالا بردن میزان رضایت فرد از پول و دیگر منابع مالی خویش باشد. پس این تفاوت میتواند دلیل موجهی داشته باشد." همکاران دانشگاهی زاگورسکی هم چنین نظری دارند. آنها میگویند :" ما بسیار "ثروتمندیم". چون مجبور نیستیم ساعات متمادی کار کنیم و میتوانیم بر روی هر پروژه ای که بخواهیم کار کنیم."

هانا درباره قسطهای پرداخت نشده یا معوق نیز چنین توضیح داد که افراد دارای بهره هوشی پایین و درآمد پایین به احتمال فراوان کارت اعتباری نداشته و یا کارتهایی با سقف خرید پایین دارند و به همین دلیل از نظر اقتصادی محتاط ترند. از طرف دیگر دانشجویان بسیار باهوش این استاد با اطمینان از درآمد بالای آینده خود، دست به ریسکهای بزرگ مالی زده اند یا به امید شغل پردرآمد آینده، در یک سفر خارجی تا نهایت سقف کارت اعتباری خود را خرج کرده اند.

هانا یادآوری میکند که نمونه های مورد بررسی در این تحقیق بسیار اندک بوده است زیرا در کل ۲.۳% از کل جمعیت دارای بهره هوشی ۱۳۰ و بیشتر هستند که در این تحقیق در حدود ۱۷۰ نفر بوده اند. بهره هوشی ۱۴۰ و بیشتر نیز تنها در ۱% کل جمعیت دیده میشود.
با این وجود، این تحقیق در اثبات اینکه اصول ابتدایی مدیریت مالی بسیار ساده بوده و برای اشخاص دارای حداقل هوش نیز قابل اجرا هستند، کار خوب و موثری انجام داده است.  
 




 



قدرتمند بیندیشیم
نوشته شده در یک شنبه 24 بهمن 1389 
ساعت : 9:01 PM
نويسنده : مجيد جعفری

قدرتمند بیندیشیم

مقتدرانه بیندیشید، به موفقیت فکر کنید و زندگی خود را همانند حرفه‌ای‌ها مدیریت کنید....انسان هم برای پیشرفت خود به نیروی عقل و فکر نیاز دارد

 

 

قدرتمند بیندیشیم

آدمی، ساخته‌ی فکرهای خویش است. فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است. «موریس مترلینگ»

مقتدرانه بیندیشید، به موفقیت فکر کنید و زندگی خود را همانند حرفه‌ای‌ها مدیریت کنید. همان‌طور که هر گیاه و درختی برای رشد و پرورش خود به آب، هوا و... احتیاج دارد، انسان هم برای پیشرفت خود به نیروی عقل و فکر نیاز دارد. آن‌جا که «مولانا» می‌گوید:

ای برادر، تو همه اندیشه‌‌ای        مابقی خود استخوان و ریشه‌ای

بیان‌گر این مطلب است که آدمی هر آن‌چه دارد، ساخته و یا در تدارک به انجام رساندن آن است، ابتدا در فکرش به آن ماهیت و شکل داده است. ساختن هیچ‌چیزی بدون ساختن آن در ذهن، میسر نیست. هرطور که فکر کنی، همان‌طور می‌شود. هر اتفاق، واقعه و تجربه، چه خوشایند و چه ناخوشایند و هر آن‌چه اکنون در زندگی خود دارید، براساس یک قانون و اصل پدید آمده است. خودِ زندگی هم از یک قانون پیروی می‌کند و آن، قانون «ایمان و اعتقاد» است. اگر به یک زندگیِ سرشار از نشاط و موفقیت معتقد باشید، همین صفت‌ها را در زندگی خواهید داشت و اگر مدام به شکست و ناکامی بیندیشید، صاحب همین‌ها خواهید شد.

هرچه در زندگی‌مان اتفاق می‌افتد، از قبل تمام آن را در ذهن خود آماده کرده‌ایم. «شکسپیر»

قرارنیست با نشستن در یک گوشه و رؤیاپردازی، مدام به موفقیت رسید. واقعیت و موقعیتی که اطراف ما قراردارد، همان چیزی است که در ذهن خود ساخته‌ایم. تفکر ما انرژی بسیار بالایی دارد، می‌توانیم بهترین‌ها را در زندگی از آنِ خود کنیم. فکرهای مثبت، زندگی زیبایی برای ما به ارمغان می‌آورد و ما را به نتیجه‌های ارزشمندی می‌رساند و فکرهای منفی، فقط زندگی منفی را رقم می‌زند.

فکرهای ما زندگی ما را می‌سازند

اگر دقت کنید متوجه می‌شوید که واقعیت را خودمان می‌سازیم نه هیچ‌کس دیگری. دیگران در مسیرهایی محدود همراه ما هستند و هرگز نمی‌توانند تمامی نیروها و آرزوهای ما را درک کنند. اگر بدانیم چگونه از فکرمان برای پیش‌بردن زندگی استفاده کنیم، بی‌گمان به مسائل باارزشی خواهیم رسید که دیگران حتی قدرت فکرکردن به آن‌ها را ندارند.

چه‌قدر روی فکرهای‌تان کنترل دارید؟

چه فکرهایی به ذهن‌تان خطور می‌کند؟ آیا می‌دانید در زمان‌های مختلف، ذهن شما روی کدام موج رادیویی است؟! آیا می‌توانید فکرتان را در برابر فکرهای منفی محافظت کنید؟

ذهن ما از قانون‌های فیزیکی پیروی می‌کند. با مشخص‌کردن مسیر فکر، تمامی انرژی ذهنی ما به سوی هدف‌مان سرازیر و متمرکز می‌‌شود. موفقیت یا شکست ما به‌طور دقیق به نحوه‌ی انتقال انرژی در ذهن‌مان بستگی دارد. درنتیجه، بهتر است به‌جای فکرکردن به عاقبت‌ها و کاستی‌ها و نگرانی‌های کار، به کارها و برنامه‌های درحال انجام‌مان، انرژی کافی بدهیم.

فکرهای‌تان را نوعی از انرژی بدانید

مردم اغلب فکر می‌کنند که تسلطی بر دنیای اطراف‌شان ندارند، این چندان دور از واقعیت نیست. خیلی از اتفاق‌ها خارج از حیطه‌ی اختیارها و قدرت ما روی می‌دهند. ما نمی‌توانیم قانون‌ها و راه‌های طبیعت را تحت فرمان خود درآوریم. نمی‌توانیم جلوی بارش باران را بگیریم یا از وقوع زلزله جلوگیری کنیم، در این‌جا تنها کاری که از دست ما برمی‌آید، تعدیل شرایط و سازگارشدن با آن‌هاست.

ما قادریم فکرهای‌مان را هدایت کنیم. اگر فکرهای‌تان را نوعی انرژی بدانید و باور کنید که با فکرکردن، درحال آزادکردن انرژی‌های ذهنی هستید، بهتر می‌توانید فکرهای‌تان را جهت دهید و با آن‌ها کنار بیاید. اگر دل‌تان می‌خواهد از فکرهای خود به نتیجه‌های مثبتی برسید، کافی است فکرهای‌تان را در جهت دلخواه و مسیرهای واقعی سوق دهید.

مقتدرانه بیندیشید

برای جهت‌دادن به زندگی‌تان، لازم است فکرهای‌تان را کنترل کنید و مانند انسان‌های موفق فکر کرده و مانند آنان رفتار نمایید تا به این‌ترتیب در مسیر موفقیت قراربگیرید. ساده‌ترین شیوه برای آشناشدن با فکرهای افراد موفق، معاشرت و گفت‌وگو با آنان یا مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی آنان است. در هر مسیری که مایلید پیشرفت کنید، افراد موفقِ آن رشته را مدنظر قراردهید. مدتی نمی‌گذرد که عادت‌های آنان را به خود می‌گیرید و توانایی‌های شما به‌طرز چشم‌گیری افزایش می‌یابد و به نتیجه‌هایی دست پیدامی‌کنید که برای خودتان هم شگفت‌انگیز خواهد بود.

نیازی نیست تمام ساعت‌ها و هفته‌های خود را با آنان بگذرانید، فقط کافی‌ست که ایده‌ی کلی را از آنان بگیرید و ببینید چه کاری انجام می‌دهند که موفق‌اند، این عمل را «الگوبرداری» می‌نامند. در این‌جا شما حق انتخاب دارید و قادرید رفتارهایی را انتخاب کنید که مناسب هستند و از تکرار عادت‌های ناپسند آنان خودداری کنید.

با تفکر قدرتمند، زندگی‌تان را بسازید

عنصری که شما را کنترل می‌کند، فقط و فقط فکرهای شخصی خودتان است. اگر بخواهید، می‌توانید هیچ‌گاه عصبانی و یا ناامید نشوید. همه‌ی این‌ها به طرز فکر شما در زندگی بستگی دارد. چیزی را برگزینید که ارزش فکرکردن و وقت صرف‌کردن داشته باشد. هیچ‌فردی در هیچ‌زمانی نمی‌تواند شما را آزرده‌خاطر سازد. درواقع، فکرهای شماست که باعث اذیت و رنجش‌تان می‌شود، پس به فکرهای‌تان اجازه‌ی چنین کاری را ندهید.

از همین لحظه آغاز کنید و زندگی خود را همانند یک شخصیت حرفه‌ای و کارآمد اداره کنید. چه در داخل آب باشید و درگیر مسائل زندگی و چه در کنار ساحل، اگر خونسرد، آرام و ماهرانه عمل کنید، مقتدرانه به موفقیتی که چشم‌انتظار شماست، دسترسی پیدا خواهید کرد.

 

آن‌چنان خود را برای جهان آماده کن که قهرمانان، خود را برای میدان مسابقه آماده می‌کنند. فکر و روش خود را چنان روغن بزن که نرمی و انعطاف‌پذیری لازم را پیدا کند. نیرومندیِ تنها به‌کار نمی‌آید. «فیلد»




 



چگونه رفتاری صمیمی‌تر و اجتماعی‌تر داشته باشیم
نوشته شده در یک شنبه 24 بهمن 1389 
ساعت : 2:29 PM
نويسنده : مجيد جعفری

چگونه رفتاری صمیمی‌تر و اجتماعی‌تر داشته باشیم

در این مقاله می‌خواهیم به شما آموزش دهیم که چطور صمیمی‌تر و اجتماعی‌تر رفتار کنید. یک تعریف ساده از "صمیمی"، مهربان و علاقه‌مند رفتار کردن با دیگران است

 

 
در این مقاله می‌خواهیم به شما آموزش دهیم که چطور صمیمی‌تر و اجتماعی‌تر رفتار کنید. یک تعریف ساده از "صمیمی"، مهربان و علاقه‌مند رفتار کردن با دیگران است
و تعریف اجتماعی از دیدگاه ما یعنی وقت زیادی را با دیگران گذراندن و از آن لذت بردن.

توصیه‌های زیر در آن ‌واحد درمورد اعمال خاص و حالات کلی (مثلاً مثبت بودن نسبت به مردم، علاقه‌مند بودن به مردم) صحبت می‌کند. این‌ دو به یکدیگر مرتبط هستند اما شما کنترل زیادی روی حالات خودتان نسبت به سایرین ندارید. اگر در یک زمان روحیه‌ای خوش‌مشرب و اهل‌تفریح نداشته باشید، یا اگر به‌طورکلی کم‌حرف باشید، همین هستید و نمی‌توانید برای آن کاری کنید. نمی توانید فوراً به فردی بشاش و گرم تبدیل شوید. اما بااین ‌حال می‌توانید بعضی از اعمال را به ذهن داشته باشید و این همان چیزی است که به آن نیاز دارید. مثلاً اگر سر کار هستید و احساس می‌کنید آن روز کمی در خودتان هستید، می‌توانید به خودتان یادآور شوید که باید به بقیه همکارانتان بپیوندید و ببنید آنها چه می‌کنند.

 

همچنین، ایده‌هایی که در اینجا ذکر می‌کنیم، به این معنی نیست که باید به فردی پرحرف یا آویزان تبدیل شوید. از این توصیه‌ها می‌توانید در برخورد و رویکردتان با دیگران استفاده کنید. هر نوع شخصیتی که داشته باشید می‌توانید از این راهکارها استفاده کنید طوریکه خللی در شخصیتتان ایجاد نشود.

 
با افراد  جدید شروع به حرف‌زدن کنید
اگر به ‌تازگی به کسی معرفی شده‌اید یا فرد جدیدی را در اطرافتان می‌بینید، به سمتشان بروید و مکالمه‌ای را آغاز کنید.
حتی یک سلام گفتن معمولی، پرسیدن اسمشان، و گفتن "از آشناییتان خوشبختم" برای شروع ارتباط کافی است.

 
با کسانی ‌که سعی می‌کنند با شما حرف بزنند، حرف بزنید
تا حالا شده بخواهید یک گفتگوی خوب با کسی داشته باشید اما طرف مقابل جوابتان را با کلمات کوتاه بدهد و کاملاً مشخص باشد
که تمایلی به ادامه گفتگو با شما ندارد؟ احتمالاً شما هم راهتان را می‌گیرید و می‌روید و در دلتان فکر می‌کنید که چقدر ارتباط‌ عمومیش ضعیف بود. اگر کسی سعی داشت با شما حرف بزند سعی کنید با خوشرویی به او پاسخ بدهید.
 
 
 
برای حرف زدن با کسانی‌ که می‌شناسید وقت بگذارید
اگر یکی از آشنایانتان را دیدید، به سمتش بروید و احوالپرسی کنید. درمورد هر چیزی می‌توانید حرف بزنید، از اوضاع و احوالشان گرفته تا اتفاقات روز.
سعی کنید مداوم با دوستانتان در تماس باشید. وقتی همکارانتان سرشان خلوت است، بایستید و با آنها حرف بزنید. روابطتان را حفظ کنید و به همه نشان دهید که به برقراری ارتباط علاقه‌مندید. اگر کسی را دیدید که می‌شناختید، چون حوصله حرف زدن ندارید، از او دوری نکنید یا طوری نشان ندهید که انگار او را ندیده‌اید. به سمتش بروید و برای چند دقیقه هم که شده گفتگو کنید.

 
از دیگران دعوت کنید برای انجام کاری به شما/اکیپتان ملحق شوند
برای دعوت کردن دیگران سخاوتمند باشید.
این شما باشید که دیگران را بیرون دعوت می‌کنید تااینکه صبر کنید خودشان به سراغتان بیایند. نباید فکر کنید که باید کسی را به مدتی طولانی بشناسید تا با او بیرون بروید. اگر فکر می‌کنید با آنها کنار می‌آیید پس چرا کاری با هم انجام ندهید؟ اگر از همکار یا همکلاس جدیدتان خوشتان می‌آید، از آنها بخواهید که برای خوردن یک نوشیدنی یا هر چیز دیگر همراهیتان کنند. اگر در جایی یکدفعه دوستی را دیدید و هیچکدامتان کاری برای انجام دادن نداشتید، با او همراه شوید و با هم جایی بروید. از همسایه جدیدتان بخواهید که صبح‌ها با شما برای پیاده‌روی یا دویدن بیاید. فکر نکنید برای اینکه با کسی بیرون بروید، باید از مدت‌ها قبل او را بشناسید.
 

اگر همکارانتان می خواهند برای جمعه این هفته با هم به پیک‌نیک بروند، نه تنها خودتان با آنها بروید بلکه از کسانی که از برنامه خبر ندارند هم بخواهید که به شما ملحق شوند. اگر می‌خواهید با یکی از دوستانتان بیرون بروید، می‌توانید از یکی دیگر از دوستانتان که خیلی وقت است او را ندیده‌اید هم بخواهید که همراهیتان کند. اگر سر راه خانه دوستتان یکی دیگر از دوستانتان را در خیابان دیدید، از او هم بخواهید که با شما به خانه آن دوستتان بیاید. البته پیشنهادهایی از این قبیل همیشه پذیرفته نمی‌شوند اما اشکالی ندارد شما نشان می‌دهید که اجتماعی هستید.

سعی کنید افراد تازه را هم وارد جمعتان کنید و کاری کنید حس کنند وجودشان در جمع اهمیت دارد

اگر با دوستان قدیمیتان بیرون رفته‌اید و فرد جدیدی را در آنجا می‌بینید، به‌جای اینکه صبر کنید او جلو بیاید و شما را بشناسد، وقت بگذارید و کمی با او حرف بزنید. اگر می‌خواهید جمع را برای برنامه جدید هفته بعد دعوت کنید، حتماً آن فرد تازه وارد را هم قید کنید.

 
بروید آنجا که بقیه هستند
اگر سر کار هستید و می‌بینید که همکارانتان دارند برای خوردن ناهار کنار هم برنامه می‌گذارند، شما هم حتماً بروید.
اگر در مهمانی هستید و همه در سالن پذیرایی جمع شده‌اند و حرف می‌زنند شما هم همانجا بروید و به آنها بپیوندید. نشان دهید که می‌خواهید با دیگران وقت بگذرانید. و وقتی آنجا رفتید در کاری که بقیه می‌کنند ملحق شوید. ساکت نایستید و به فکر فرو نروید.

 
وقت بیشتری را با بقیه بگذرانید
بیشتر با دیگران وقت بگذرانید
. وقت بیشتری را دیگران بگذرانید. با دیگران بیشتری وقت بگذرانید. اگر دیربه‌دیر دوستانتان را می‌بینید، سعی کنید وقتی آنها را دیدید تمام روز را با آنها بگذرانید. اگر فقط هفته یک یا دوبار دوستانتان را می‌بینید، سعی کنید سه بار در هفته ببینید. اگر سر کار معمولاً فقط سرتان به کارتان گرم است و فقط در زمان‌های استراحت با همکارانتان حرف می‌زنید، سعی کنید این زمان را بیشتر کنید. اگر بعضی از آشنایانتان را فقط در شرایط خاص می‌بینید، سعی کنید آنها را در خارج آن موقعیت ببینید. اینکار باعث می‌شود سایرین تصور کنند که دوستانتان از اینکه وقتشان را با شما بگذرانند لذت می‌برند. همچنین اینکار باعث می‌شود با میل خانه رفتن خود مقابله کنید و وقت بیشتری را با دیگران بگذرانید و به خودتان ثابت کنید که این را بیشتر از خانه رفتن و تنها ماندن دوست دارید.

 
کارهای خوب برای دیگران بکنید
برای یک‌نفر یک لیوان نوشیدنی بخرید.
موقع غذاخوردن در رستوران برای حساب کردن صورت‌حساب تعارف کنید. برای کسی در را باز کنید. وقتی به مهمانی دعوت می‌شوید با خودنتان یک نوشیدنی یا غذای مخصوص ببرید. البته اینکارها را نباید برای جلب دلسوزی دیگران انجام دهید. اگر هم خیلی زیاد اینکارها را انجام دهید در نظر دیگران حکم وظیفه برایتان پیدا می‌کند باعث می‌شود دیگران فکر کنند برای اینکه آنها را وادار کنید دوستتان بدارند اینکارها را می‌کنید.

 
از دیگران تعریف و تمجید کنید
ازاینکه در رفتارهایتان با دیگران مثبت باشید و تشویقشان کنید ابا نداشته باشید.
اگر کسی در کار خاصی خوب است، حتماً به او بگویید. اگر کسی به نظرتان زیبا است یا خوش‌تیپ است، به او بگویید. اگر فکر می‌کنید کسی بانمک است یا فرد جالبی است، نظرتان را به او بگویید. البته باز هم یادتان باشد که تعادل شرط عقل است. تحسین و تمجید هر از گاهی خیلی بهتر از تعریف‌های همیشگی تکراری است.

 
مودب باشید
برای طرف مقابلتان هر معنا و مفهومی که داشته باشد اما سعی کنید که با همه مودب رفتار کنید
. اگر کسی کار خوبی برایتان می‌کند، حتماً تشکر کنید. وقتی از کسی درخواستی دارید، آنرا با ادب و احترام مطرح کنید. هیچ‌وقت خودخواهانه رفتار نکنید.

 
وقتی با دیگران بیرون هستید کاری کنید به همه خوش بگذرد
بدون اینکه باز تعادل رفتارتان برهم بخورد، وقتی بیرون هستید دقت کنید که همه از اوقات خود لذت ببرند
. اگر می‌بینید کسی از جمع دور افتاده است، سعی کنید موضوع حرف را به چیزی بکشانید که برای او هم جذاب باشد. اگر احساس کردید که کسی در جمع احساس ناراحتی می‌کند، سعی کنید او را به جمع بکشانید یا اگر با دیگران آشنایی ندارد، او را معرفی کنید. اگر به نظرتان می‌رسد که کسی حوصله‌اش سر رفته یا اذیت شده است، سعی کنید موجبات لذت بردن او را هم فراهم کنید.

 
به حرف دیگران علاقه‌مند باشید
این یکی از ساده‌ترین راهکارها است
. گاهی اوقات، به هر دلیلی، حال و حوصله ندارید و نمی توانید به حرف‌های دیگران علاقه نشان دهید. اما یادتان باشد که وقتی به حرف کسی علاقه نشان می‌دهید رفتارتان صمیمانه تر خواهد بود. چیزی که باید بدانید این است که هر کسی یک نکته جالب‌توجه دارد اما ممکن است خیلی مشخص نباشد. این شما هستید که باید جذابیت‌های شخصیت طرف مقابل را پیدا کنید.
 
 
از صمیم قلب دیگران را دوست داشته باشید
اگر این ویژگی را داشته باشید، انجام بقیه راهکارهای به نظرتان ساده تر خواهد آمد
. داشتن رفتار و خلق‌و‌خوی صمیمی و دوستانه خیلی عالی است اما نمی توانید همیشه هم اینطور باشید. اگر همیشه چند نکته را در ذهن داشته باشید می‌توانید رفتاری صمیمی و دوستانه از خود نشان دهید. دیگران را بیشتر بیرون دعوت کنید، وقتی آشنایی را می‌بینید حتماً کمی با او گپ بزنید، وارد جمع شوید. اینها همه رفتارهای یک فرد اجتماعی است. بااین کارها خواهید دید که یکباره زندگی اجتماعیتان دچار تحول شده و کم‌کم ذهنتان از اعمالتان تبعیت خواهد کرد.




 



ساعت : 10:11 PM
نويسنده : مجيد جعفری

هر مدیر موفق IT که می خواهد مدیریت موفقی داشته باشد، بایستی دارای یک سری ویژگی هایی باشد.بهترین مدیران و آنانی که حرفه های موفقی دارند این مهارت ها را دارا هستند و با استفاده از قابلیت هایشان می توانند تشکیلات تخصصی و شرکت هایی را که برای آنها کار می کنند را بالا ببرند.گر چه بر سر تعداد و ماهیت این ویژگی ها اختلاف نظرهایی وجود دارد اما تعدادی از آنها بسیار مهم بوده و یکی از ضروریات مدیران IT هستند.

 
 
1-توانایی ارزیابی نیازها:
همه مدیران IT نیازمندند بدانند که چطور نیازهای شرکتشان را که به وظایف تکنولوژی آنها مربوطمی شود ، ارزیابی کنند. این مهم نیست که در چه سطحی از مدیریت می باشند بلکه بایستی بدانند که نیازهای واقعی و اعمال صورت گرفته چیست تا بتوانند بر روی فعالیت های صحیح کار کنند. بسیاری از مدیران تنها در صدد ایجادو توسعه برنامه های IT هستند و برای رسیدن به اهداف وکشف موضوعات و اعمال ملموس شرکت هیچ تلاشی نمی کنند. پروش توانایی ارزیابی سریع تکنولوژی مورد نیاز حیطه تخصصی یک مدیر IT توانایی او در پاسخگویی و مسئولیت پذیری بیشتر را افزایش می دهد. ارزیابی تکنولوژی مورد نیاز در کمک به مدیران IT در جهت توسعه حرفه آنان نقش بسیار مهمی را بازی می کند.
 
 
2- توانایی خلق یک دیدگاه:
یک مدیر موفق IT برای اینکه رهبری مطلوبی داشته باشد بایستی هدف های سازمان را بشناسد و دیدگاهی را برای کارکنان خود خلق کند که نشانده این باشند که می خواهد سازمان و کارکنان در کجا قرار گیرند . این مدیران بایستی مسئولیت پذیر بوده و تیم خود را به مقصد مطلوب هدایت کنند. مدیرانی که توانایی خلق یک دیدگاه و توضیح و تفصیل ماهرانه آن به کارکنان خود را دارا هستند می توانند کارهای بسیار خوبی را به انجام رسانند چرا که کارکنانشان ار آنان پیروی می کنند. انتقال این دیدگاه نشان دهنده وجود کانونی است که کارکنان را متعهد به رساندن سازمان به مقصد مشخص شده می کند.
 
 
3- توانایی ایجاد یک برنامه:
زمانی که کارکنان دانستند که کجا می خواهند باشند، مدیران موفق می دانند که چگونه با ایجاد یک برنامه آنان را به آنجا برسانند و این به معنی انتخاب اولویت های صحیح برای موقعیتی که در آن قرار دارند و سپس ایجاد برنامه ای پر تکاپو اما دست یافتنی است. برنامه ریزی یک عنصر ضروری برای مدیرانی است که می خواهند به اهداف عالی برسند، اما بسیاری از مدیران در برنامه ریزی شکست می خورند. در عوض آنان سعی می کنند بیشتر کار انجام دهند بدون اینکه ببینند سازمانشان قادر به انجام چه کارهایی است. داشتن توانایی ایجاد برنامه ای که سازمان را به اهدافش می رساند، مدیران را در موقعیت بهتری از پاسخگویی و مسئولیت پذیری قرار می دهد.
 
 
4- توانایی ساختن یک تیم:
مدیران موفق اهمیت ساختن تیمی را که به خوبی مهارت در زمینه های مهم و حیاتی را دارد ، به خوبی می دانند. یک مدیر موفق بایستی بداند که تیمی را که در حال حاضر وجود دارد، چگونه اصلاح کرده و بهبود بخشد و البته این کار را بایستی به خوبی ایجاد یک تیم جدید انجام دهد. هر مدیر خوبی توانایی ایجاد تیمی صحیح برای انجام اموری که در حال حاضر وجود دارد و پیش بینی نیازهای آینده را دارد ، بنابراین یک چنین تیمی آماده برای تلاشها و مبارزات جدید است. مدیران قوی حرفه ای سازندگان موثر افراد حرفه ای هستند. آنها اهمیت مشاغل و سازمان های حرفه ای به عنوان ابزاری برای ایجاد تیمی قوی با توانایی اداره کردن مستقلانه را به خوبی فهمیده اند.
 
 
5- توانایی تمرکز بر منابع:
متمرکز کردن کارکنان IT ، پول و منابع تکنولوژی بر اولویت های کلیدی شرکت برای دستیابی به موفقیت ضروری است. منابع تکنولوژی بایستی بر ابتکاراتی متمرکز باشد که همگام با نیازها و اهداف شرکت است و بایستی در یک راه پربار و هزینه های قابل اجرا به کار روند. انسان های حرفه ای متفکر در هر سطحی نیازهای تمرکز قوی را تشخیص می دهند.
 
 
6- توانایی مدیریت پروژه ها:
اساس شغل یک مدیر IT این است که سازمان می تواند اولویت های پروژه را با یک شیوه قابلپیش بینی انجام دهد. هماهنگی مدیریت پروژه های قابل اجرا بایستی بخش کلیدی هر مدیری باشد که انتظار موفقیت را دارد. صرفنظر از مسیر حرفه ای یک مدیر، مهارتهای مدیریتی پروژه های قوی فرصت ها و شانس های مدیر را بالا می برد.
 
 
7- توانایی اجرای فرایند مدیریت تغییر:
تکنولوژی به دلیل طبیعتی که دارد ، نیازمند تغییرات سریع است. هر مدیر IT لازم است که بتواند چگونگی اجرای موثر تغییرات را درک کند، چه این تغییر تعویض یک کامپیوتر شخصی یا بهبود یک شبکه یکپارچه و یا ایجاد و نصب یک نرم افزار جدید باشد. شکست در مدیریت موثر تغییرات هر مدیری را فلج خواهد کرد.
 
 
8- توانایی رهبری و ایجاد انگیزه:
سازمانهای IT به مقاصد خود دست نمی یابند مگر اینکه در آنان ایجاد انگیزه شود. مدیران IT کهمی توانند سرعت حرکت قابل توجهی مبتنی بر رهبری قوی و تکنیک های انگیزشی ایجاد کنند ، همیشه موفقیت های بیشتری نسبت به آنانی که نمی توانند این کار را انجام دهند بدست می آورند . انجام کارها توسط دیگران یکی از مهارتهای کلیدی مورد نیاز هر مدیر موفقی است.
 
 
9- توانایی برقراری ارتباطات موثر:
مدیران موفق می توانند در بسیاری از سطوح متفاوت و با همه نوع افراد ارتباط برقرار کنند. موفقیت حرفه ای بستگی بسیار زیادی به مهارت های برقراری ارتباطات موثر دارد. رساندن پیام در میان کارکنان فنی به خوبی مشتریان غیر فنی ، مدیران را قادر به مدیریت انتظارات قابل اجرا می گرداند. آن دسته از مدیران ITکه به موفقیت های حرفه ای بزرگی دست می یابند، کسانی هستند که می توانند با تمامی سطوح افراد مانند کارمندان، همتا ها، مشتریان داخلی و خارجی ، فروشندگان و مدیران ارشد به خوبی ارتباط برقرار کنند.
 
 
10- توانایی بررسی و سنجش عملکرد:
تنظیم و قراردادن اهداف و توانایی سنجش پیشرفت کار برای یک مدیر IT بسیار مهم است. مدیران موفق اندازه گیری های مخصوصی دارند که به آنها و دیگران می گویند که سازمان تا چه اندازه خوب کار می کند و همچنین بازخوردهایی را تهیه می کنند که به مدیران در امر هدایت کارهایی که عملکرد سازمان را بهبود می بخشد، کمک شایانی می کند.

 




 



پزشکی که افتخار بریتانیا شد
نوشته شده در جمعه 22 بهمن 1389 
ساعت : 8:42 PM
نويسنده : مجيد جعفری

پزشکی که افتخار بریتانیا شد

در دنیای پرسرعتی که خیلی‌ها از بدو تولد در یک مسابقه دوی سرعت برای به دست آوردن پول و شهرت و افتخار و رقابت با دیگران قرار می‌گیرند، «آلیسون جان» از همان نوزادی مجبور شد که با بیماری‌هایش به مبارزه برخیزد.

 

در دنیای پرسرعتی که خیلی‌ها از بدو تولد در یک مسابقه دوی سرعت برای به دست آوردن پول و شهرت و افتخار و رقابت با دیگران قرار می‌گیرند، «آلیسون جان» از همان نوزادی مجبور شد که با بیماری‌هایش به مبارزه برخیزد.

هنوز ۶ هفته از عمر آلیسون نگذشته بود که پزشکان تشخیص دادند که مبتلا به بیماری «سیستیک فایبروزیس» است، این بیماری باعث انبوهی از مشکلات پزشکی می‌شود:

اختلال رشد – مشکلات کبدی – عفونت‌های ریوی- نارسایی سمت راست قلب- مشکلات کبد و مجاری صفراوی – مشکلات لوزالمعده و …

پیداست که با این مشکلات، آلیسون دوره کودکی و نوجوانی چندان خوبی را طی نکرد، اما اوضاع وقتی بدتر شد که در سال ۱۹۹۵، زمانی که او ۱۴ ساله بود، پزشکان به وی گفتند که وضعیت پزشکی‌اش به قدر بد شده که بدون پیوند کبد، زنده نمی‌ماند، ۱۶ ماه طول کشید، تا اهداکننده‌ای پیدا شد و آلیسون مورد پیوند کبد قرار گرفت.

اما بیماری، آلیسون را رها نکرد و درست در همان زمانی که وی در پی ورود به رشته پزشکی بود، وضع قلب و ریه‌اش هم به هم ریخت، او که در این زمان بیشتر عمرش را در بیمارستان سپری می‌کرد، مجبور شد از پزشکی صرف‌نظر کند و به رشته علوم اعصاب یا «نوروساینس» فکر کند. سرانجام شدت بیماری، پزشکان را وادار کرد که پیوند قلب و ریه را هم برای آلیسون انجام دهند.

 

 

آلیسون بعد از مرخص شدن از بیمارستان، با عزمی آهنین، به تحصیل ادامه داد تا اینکه در سال ۲۰۰۱، از رشته علوم اعصاب فارغ‌التحصیل شد. او تصمیم گرفت که وارد رشته پزشکی شود و موفق به این کار هم شد.

اما در نیمه راه تحصیل پزشکی، یک بار دیگر وضع مزاجی آلیسون بد شد. پزشکان تشخیص دادند که داروهای مصرفی برای جلوگیری از پس شده اعصای پیوند شده، باعث نارسایی برگشت‌ناپذیر کلیه‌های او شده و او باید مورد پیوند کلیه هم قرار بگیرد.

این بار پدر آلیسون داوطلب اهدای کلیه شد و خوشبختانه، آزمایشان نشان دادند که کلیه‌ او بادخترش سازگار است، بنابراین در سال ۲۰۰۵، آلیسون کلیه پیوندی هم دریافت کرد. به علت خطراتی که بیهوشی عمومی در جریان این پیوند می‌توانست برای وی در بر داشته باشد، این عمل تحت بیهوشی اپیدورال انجام شد، به عبارتی آلیسون در طی این پیوند، هشیار بود.

با دریافت پیوند کلیه، آلیسون جزو معدود افرادی در بریتانیا یا حتی جهان شد که مورد پیوند همه اعضای حیاتی عمده یا قلب، ریه، کبد و کلیه قرار گرفته است.

آلیسون سرانجام در ماه جولای ۲۰۱۰، از رشته پزشکی از از دانشکده پزشکی کاردیف فارغ‌التحصیل شد و در حال حاضر در بیمارستانی مشغول به کار است.

 

 

اما داستان زندگی این پزشک ۳۲ ساله، آنقدر الهام‌بخش و مثال‌زدنی و تحیربرانگیز بود که خیلی زود مورد توجه مقامات و رسانه‌ها قرار گرفت.

در دهم نوامبر سال پیش، او در جریان مراسمی، به عنوان یکی از برندگان جایزه سالانه افتخار بریتانیا، معرفی شد و مورد تقدیر قرار گرفت.

 

 

دیوید کامرون -نخست‌وزیر انگلیس- هم در جریان یک ضیافت نهار که به طور اختصاصی برای آلیسون جان برگزار شده بود، از او به عنوان، الگویی برای ملت کشورش، یاد کرد
 




 



ساعت : 9:44 PM
نويسنده : مجيد جعفری

آرامش‌ در‌خانواده‌های قديم اضطراب در‌خانواده‌های جديد

اين روزها كمتر خانه‌ای را پيدا می‌كنيد كه از وسايل و ابزارهايی كه تكنولوژی نوين می‌ناميم، خالی باشد از وسايل برقی آشپزخانه گرفته تا تلويزيون‌های لاغر سه‌بعدی و ضبط و پخش‌هايی كه در و ديوار را .....
 
این روزها كمتر خانه‌ای را پیدا می‌كنید كه از وسایل و ابزارهایی كه تكنولوژی نوین می‌نامیم، خالی باشد از وسایل برقی آشپزخانه گرفته تا تلویزیون‌های لاغر سه‌بعدی و ضبط و پخش‌هایی كه در و دیوار را می‌لرزاند،در بسیاری از خانه‌ها حتی در شهرهای كوچك دیده می‌شود. در این میان، برخی فناوری‌ها را فناوری‌های ارتباطی نام گذاشته‌اند. باور كنید یا نه، كارشناسان اجتماعی این فناوری‌ها را منجر به بروز انقلابی در روابط بین افراد و گروه‌ها عنوان می‌كنند. اینترنت، رایانه، تلفن همراه، ماهواره و... از جمله این فناوری‌ها هستند.

خیلی از ما چنان به استفاده از این ابزار عادت كرده‌ایم كه روز یا هفته‌ای را بدون آن نمی‌توانیم تصور كنیم.

بسیاری از ما وقتی تلفن همراهمان را به طور تصادفی در منزل جا می‌گذاریم و از خانه خارج می‌شویم،‌ تمام روز حس می‌كنیم پاره‌ای از وجودمان را همراه نداریم. شاید همین عادت این روزها، سر انتقاد از این ابزارها را باز كرده است. این انتقادها گاهی از سوی نزدیك‌ترین افراد به هم بیان می‌شود. گاهی هم فضای دوستانه بین ما را تیره و مكدر می‌كند و حتی رشته ارتباط را برخلاف نامش از هم می‌گسلد.

زهره خالدپناه، 30 ساله و صاحب یك فرزند است كه پس از ازدواج شغلش را رها كرد و خانه‌نشین شد. همسرش عارف از یك سال قبل با اینترنت و فضای چت آشنا شده، زهره از زندگی خود می‌گوید: «شب كه خسته از كار می‌رسد، شام را خورده یا نخورده به اتاقش می‌رود و پشت كامپیوتر می‌نشیند. تمام شب صدای كلیدها قطع نمی‌شود. من و پسرم از صبح منتظریم تا او به خانه بیاید، اما او صفحه كوچك كامپیوترش را به هم‌صحبتی با ما ترجیح می‌دهد، حتی حوصله بازی با كودكمان را ندارد. گاهی سعی می‌كنم از پشت سر، لغات سیاه و كوچكی را كه تند نقش می‌بندد و بالا می‌رود، بخوانم، اما او مانع می‌شود، از این زندگی خسته شده‌ام، بزرگترها می‌گویند به خاطر پسرم تحمل كنم، اما نمی‌توانم...».

این روزها دسترسی به اینترنت، بخش حیاتی در دنیای مدرن و ابزار مهم در آموزش و ارتباط با دنیاست. تسلط بر اینترنت نوعی مهارت محسوب می‌شود كه تا چند سال آینده، كسی كه استفاده از بخش‌های اینترنت را نداند نوعی كم‌سواد به حساب می‌آید. ملت‌های مختلف بنابر فرهنگشان از این ابزار اطلاعاتی بهره می‌گیرند.

شاید برای خیلی از ما كامپیوتر و اینترنت جنبه سرگرمی داشته باشد، اما بسیاری دیگر هم آن را ابزار ورود به دنیای مجازی می‌دانند. اینترنت به خاطر همین نقش دوگانه، اغواكننده است و قابلیت سوءاستفاده و به انحراف كشیدن را دارد. اطلاعات نامحدود اینترنت و دسترسی به آن با چند كلید، نگرانی خانواده‌ها را به همراه داشته و گاهی والدین را دچار تشویش می‌كند. در بسیاری از كشورها برای منع دسترسی به برخی سایت‌ها قوانین ویژه‌ای تدوین شده است تا قدرت نظارتی بزرگترها بر استفاده از رایانه و اینترنت افزایش یابد، اما متاسفانه علاوه بر كودكان و نوجوانان، اینترنت قادر است تا ریشه ارتباط بین زوج‌ها را نیز سست كند.

زهره یكی از صدها زنی است كه به ادعای او اینترنت بین او و همسرش فاصله انداخته است. او اضافه می‌كند: «همه چیز با یك ایمیل شروع شد، همسرم تا نیمه‌شب بیدار می‌ماند و چت می‌كرد.آنقدر در اینترنت غرق می‌شد كه گذشت زمان را حس نمی‌كرد. بتدریج آشنایی او با زنی از یك كشور دیگر منجر به شكاف بین ما شد. همسرم به آن زن پیشنهاد ازدواج داد و آن زن قبول كرد كه همسرم را به كشور خودش ببرد. همسرم به ما قول داد كه بعد از رفتن ما را هم با خودش خواهد برد، اما من به هیچ وجه به او اعتماد ندارم.»

شاید برخی ادعا كنند كه امكان سوءاستفاده از هر پدیده جدیدی وجود دارد، اما با پذیرش این ادعا باز هم می‌توان گفت كه اینترنت از جمله همان پدیده‌های جدید است كه روابط درون خانواده‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. كارشناسان از نتایج پژوهشی در پایان دهه 90 خبر می‌دهند كه بنا بر آن پس از 2 سال از ورود اینترنت به خانواده‌ها، كاهش حضور اجتماعی آن خانواده و افسردگی و انزوای خانواده از مظاهر دسترسی به اینترنت عنوان شده است.

آمارهای ضریب نفوذ اینترنت در ایران هر چند متناقض است و برخی از ضریب زیر یك صدم و برخی دیگر از ضریب 43 صدم خبر می‌دهد اما نقاط ضعف بهره‌گیری از این فضای گسترده مجازی را نمی‌توان به اینترنت نسبت داد، چرا كه اخبار رسیده از كشورهای پیشرفته نشان می‌دهد كه اینترنت كمتر عامل فاصله و شكاف بین همسران و اعضای خانواده در كشورهای پیشرفته عنوان می‌شود.

هومن بابایی ـ كارشناس آسیب‌های اجتماعی ـ در مقاله‌ای به بررسی آسیب‌ها و فرصت‌های اینترنت در خانواده‌ها می‌گوید: اینترنت از بعدی می‌تواند فرصت تلقی شود، چون به عنوان فراگیرترین ابزار فرهنگی، امكان دسترسی برابر و عادلانه افراد جامعه به منابع اطلاعاتی را فراهم می‌كند، دریچه‌ای به دنیای بزرگ‌تری است كه تاكنون در دسترس ما نبوده و به همین خاطر منجر به تسریع در رشد اطلاعات می‌شود.

بنابر اطلاعات موجود، حدود 1/5 درصد از اطلاعات موجود در سایت‌های اینترنتی، غیراخلاقی، بیش از 90 درصد تجاری و بقیه علمی، فرهنگی، ورزشی و... است. بابایی تصریح می‌كند: باید به افراد از سنین كودكی نحوه استفاده صحیح از اینترنت را آموزش داد تا فرد در مواجهه با دنیای گسترده مجازی دست و پایش را گم نكند و به بیراهه نرود.

بابایی از رویارویی با همسرانی می‌گوید كه چه زن و چه مرد به دلیل نداشتن تجربه، به اینترنت معتاد شده و زندگی خانوادگی‌شان را از دست داده‌اند. جمشید احمدی ـ كارشناس امور رایانه ـ نیز در مقاله‌ای به خانواده‌ها توصیه می‌كند: والدین برای جلوگیری از سوءاستفاده اعضا‌ی جوان خود از اینترنت، مهارت‌های خود را در این حوزه گسترش دهند. وی تاكید می‌كند كه اینترنت به خودی خود بد نیست، مهم نحوه استفاده از آن است كه باید مهارت استفاده از آن را به فرزندان‌مان بیاموزیم، به همین دلیل باید متناسب با سن و دوره تحصیلی فرزندان محدودیت‌هایی را اعمال كرد. اینترنت می‌تواند مهارت‌هایی مانند انتخاب‌گری، خلاقیت، انتقادگری و مدیریت زمان و... را به بچه‌ها بیاموزد به شرط این كه بدون آگاهی در امواج آن غرق نشویم.

بلوتوث‌های تلخ، زندگی زهر

ضریب نفوذ تلفن همراه هم چندان شفاف نیست ولی بودن آن در دست بسیاری از افراد جامعه از شهری و روستایی تا زن و مرد و كودك و... نشان می‌دهد كه از جمله تكنولوژی‌های پیشرو ارتباطی است. ضریب نفوذ تلفن همراه این روزها از مرز 75 درصد گذشته است،‌این وسیله كوچك ارتباطی كه گاه ما را از نگرانی احوال عزیزانمان نجات می‌دهد، در كشورهای پیشرفته براساس پژوهش‌های آنان، عاملی برای نزدیكی آنان بوده است، اما در برخی موارد سوءاستفاده‌های جاری در كشورمان باعث شكاف و فاصله بین همسران شده است.

به گفته سیما. م از بس همسرش او را با تلفن همراه چك می‌كند، عاصی شده است. او می‌گوید: «از خانه خارج می‌شوم، زنگ می‌زند می‌گوید كجا هستی. به خانه دوستم می‌روم، در حال رانندگی هستم، توی جلسه در محل كارم هستم، هر جایی هستم زنگ می‌زند و به بهانه این كه نگرانت هستم، دائم مرا چك می‌كند!»

روزبه. س هم كارمند دولت است و می‌گوید: «این تلفن همراه هم آیینه دق ما شده، وقتی به خانه می‌روم، به محض رفتن به حمام یا دستشویی، خانمم شماره‌های من را چك می‌كند، بعد هم گیر می‌دهد كه این شماره مال كیست. چرا اسم ندارد، چرا 40 دقیقه با او صحبت كرده‌ای. زن بوده یا مرد؟ و...»

البته حمیرا. س هم از پیامك‌ها و بلوتوث‌های غیرقابل بیانی می‌گوید كه در تلفن همراه پسر 17 ساله‌اش پیدا كرده و نمی‌داند با آنها چطور برخورد كند. او می‌گوید: «به نظر من موبایل این روزها برای بچه‌ها یك وسیله سرگرمی است. بلوتوث‌هایی كه از این گوشی به آن گوشی می‌رود، گاهی آنقدر وقیح است كه من به عنوان مادر شرم می‌كنم كه چه واكنشی نشان دهم؟»

در حالی كه تا به حال تصور می‌شد فناوری‌های نوینی مثل اینترنت و تلفن همراه (بلوتوث‌ها) عاملی محكم در فروپاشی خانواده‌ها باشد، اما انتشار نتایج یك پژوهش در واشنگتن پست، این ذهنیت را زیرسوال برده است. بررسی‌های تازه موسسه Pew نشان می‌دهد زندگی خانوادگی در اثر استفاده از اینترنت و تلفن همراه تضعیف نشده است؛ چنانچه بری ویلمن استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تورنتو می‌گوید: در نظرسنجی كه در بین خانواده‌های ایالات متحده آمریكا صورت گرفته است، 60 درصد پاسخ‌دهندگان بالغ بوده‌اند كه همگی آنان معتقدند این فناوری‌ها باعث گسست روابط بین اعضای خانواده‌شان نشده است؛ حتی 25 درصد از پاسخگویان اعتقاد داشتند، تلفن همراه و ارتباطات آنلاین، اعضای خانواده‌ها را به هم نزدیك كرده است و فقط 11 درصد قائل به تاثیر منفی فناوری‌ها بر روابط خانوادگی خود بودند.

به گزارش ایسنا و به گفته ویلمن، بیشتر خانواده‌های مورد بررسی ادعا می‌كنند كه تلفن همراه و حتی اینترنت در طول روز آنها را به هم نزدیك‌تر كرده و آنها را قادر ساخته كه از حال هم باخبر شوند.

اما در ایران برخی پژوهشگران اجتماعی نظر دیگری دارند، آنان گوشی به گوشی‌شدن بلوتوث‌های غیراخلاقی را خطری جدی برای خانواده‌ها عنوان می‌كنند.

شیرین. ن، صاحب 3 فرزند است كه از بلوتوث‌های غیراخلاقی گوشی همسرش می‌گوید: «همسرم گاهی مقابل چشم بچه‌ها بلوتوث می‌گیرد و می‌فرستد، بعد به آنها نشان می‌دهد و با تندی به آنان می‌گوید برای شما مناسب نیست. من هم به او اعتراض می‌كنم، ولی او هیچ اهمیتی نمی‌دهد. از این می‌ترسم كه بچه‌ها از این كار پدرشان یاد بگیرند كه آنها هم بلوتوث غیراخلاقی بگیرند، همان‌طور كه پسر 12 ساله‌ام در گوشی‌اش از همكلاسی‌هایش از این صحنه‌های غیراخلاقی گرفته و با اعتراض من مجبور شده همه را پاك كند.»

فناوری‌های نوین ارتباطی به همان اندازه كه در كشور ما باعث شكاف بین اعضای خانواده بوده‌در بسیاری از خانواده‌های كشورهای پیشرفته باعث نزدیكی آنهاست

سردار محمدی‌فرد، معاون حقوقی و پارلمانی ناجا در گفت‌وگو با مهر نسبت به انتشار این‌گونه بلوتوث‌ها و تهدید خانواده‌ها هشدار داده و گفته است: «پلیس به راحتی می‌تواند ارسال‌كننده بلوتوث‌های غیراخلاقی را شناسایی كند.»اما متاسفانه پیش از برخورد پلیسی و قهری با این ابزار ارتباطی، سوءاستفاده‌های موجود می‌تواند روابط اعضای خانواده را خدشه‌دار كرده و پرده‌های حرمت را پاره كند.

بابایی، آسیب‌شناس نیز در این زمینه توضیح می‌دهد: «تلفن همراه و ضریب نفوذ آن در كشور نشان می‌دهد كه مردم به این فناوری روی خوش نشان داده‌اند، متاسفانه آماری از تاثیرگذاری این فناوری بر خانواده‌ها در اختیار نداریم، اما مشاهدات تایید می‌کند که گاه این ابزار منجر به بی‌اعتمادی همسران به هم می‌شود که این امر نیازمند آموزش از دوران نوجوانی است. پدر یا مادری که پیامک‌های غیراخلاقی می‌فرستد نمی‌تواند مدعی باشد که نوجوانش این عمل را تکرار نکند.

به گفته او، این روزها گاهی دانش‌آموزان دوره ابتدایی گوشی دارند که از یک طرف به وسیله فخرفروشی خانواده‌ها تبدیل شده از یک طرف هم باعث آشنایی کودک با فضایی شده که برای او به اسباب‌بازی شبیه است، اسباب‌بازی که متاسفانه، آموزشی قبل از استفاده آن صورت نگرفته و می‌تواند اخلاق و ذهنیت او را در معرض آسیب‌های غیرفرهنگی قرار دهد.

مجید ابهری، آسیب‌شناس رفتاری نیز اعتقاد دارد: متوسط رفتارهای گفتمانی بین خانواده‌ها از 24 ساعت، فقط 15 دقیقه است که تلفن همراه ـ به رغم سایر کشورها ـ این میزان را به طور نزولی کاهش داده و روز به روز هم این فاصله‌ها بیشتر می‌شود.

استفاده از تلفن همراه در حد افراط

فربد فدایی، روانپزشک با تاکید بر این که اعتیاد به هر چیز مضر است، در گفت‌وگو با جام جم می‌گوید: وسایل ارتباط جمعی سبب ارتباط بهتر افراد با محیط خارج از خانواده و افراد بیگانه شده و در مقابل، روابط بین افراد خانواده را تضعیف می‌کند. وی در مورد ارتباط تلفنی و ارتباط رودررو بین اعضای خانواده تاکید می‌کند: ارتباط رودررو از طریق کلام و چشم و زبان شکل می‌گیرد، بنابراین همیشه نوعی محدودیت را بر رفتار اجتماعی انسان تحمیل می‌کند و انسان‌ها در روابط اجتماعی خود رفتارشان را با حرکات بدن و رفتار چهره طرف مقابل تطبیق می‌دهند.اما در ارتباط با تلفن، تنها کلام حاکم است و افراد بدون ترس بیشتر صحبت می‌کنند که در حال رودررو آن را صحیح نمی‌دانند.

از منظر کارشناسان، بسیاری از همسران این روزها بخش عمده‌ای از روز را بیرون خانه سپری می‌کنند و شاید تنها یک یا 2 بار طی روز با تلفن با هم صحبت کنند، این امر شاید خوشایند باشد، اما جای ارتباط چهره‌به چهره را نمی‌گیرد و به‌تدریج در طولانی مدت روابط آنان را سرد می‌کند.

شبکه‌ای که دیدنش ظرفیت می‌خواهد

به‌گزارش خبرگزاری‌ها چندی پیش‌ مهندس عزت‌الله ضرغامی، رئیس سازمان صداوسیما خبر داد که 30 درصد مردم ما ماهواره دارند این امر نشان می‌دهد که شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای خواه ناخواه به خانه‌ها وارد شده و ارتباط بین همسران و والدین و فرزندان را تحت‌الشعاع قرار داده است.

«به کنترل ماهواره دست نزن»، «شبکه را عوض کن»، «این شبکه‌ها باید قفل شود» و ... معمولا تحکم برخی والدین به فرزندان است.

پدر امیرحسین 19 ساله هم این گونه است، می‌گوید: «شب‌ها وقتی می‌خوابیم پدر ومادرم پای ماهواره می‌نشینند ولی ما حق دیدن نداریم. تا وقتی بچه بودیم این شیوه اشکالی نداشت ولی حالا که دیپلم گرفتم، به نظرم اصرارها و تحکم‌های پدرم کمی توهین‌آمیز است، چون اگر دیدن فیلمی مشکل دارد چرا خودشان تماشا می‌کنند؟»این که برخی شبکه‌های ماهواره‌ای درصدد تغییر فرهنگ و ارزش‌های بومی ما هستند، جای شکی نیست، اما راهکار نباید مقابله با این تهاجم، به منع صوری فرزندان خلاصه شود.

اما تاثیر ماهواره تنها رابطه بزرگ‌ترها و کوچک‌ترها را تیره نمی‌كند. «من را با مردان موبور و فكل كراواتی مقایسه می‌كند، چون فلان هنرپیشه سریال پولیور صورتی می‌پوشد، من هم حتما باید همان رنگ بپوشم. مدل موهایم را باید فرم فلان مجری اصلاح كنم، خلاصه این‌كه همسرم مدتی است گیر داده كه هیكلم باید شكل فلان خواننده باشد، نمی‌دانم این آدم‌ها از كجا وارد زندگی من شده‌اند، اما خواست همسرم كه من را با آنها مقایسه می‌كند عذابم می‌دهد، تا قبل از نصب ماهواره من شیك‌پوش‌ترین مرد زندگی او بودم ولی حالا خرده‌فرمایش‌های همسرم، مرا به ستوه آورده است ...».

اظهارنظر در مورد تاثیر ماهواره بر خانواده‌ها كار راحتی نیست و به پیمایش ملی نیازمند است، اما مشاهدات تجربی نشان می‌دهد كه ماهواره، سبك زندگی خانواده‌ها بخصوص همسران جوان را نشانه رفته و هدف آن كمرنگ كردن ارزش‌ها و سنت‌هاست. متاسفانه بسیاری از خانواده‌ها كه فرزندانشان را از دیدن شبكه‌های ماهواره‌ای منع می‌كنند، خود طریقه درست استفاده از این ابزار را نمی‌دانند، از تابعیت و تقلید كور تا منع بچه‌ها و اعضای كوچك‌تر خانواده از جمله واكنش‌ خانواده‌ها در برابر برنامه‌های این شبكه‌هاست. حسن زائری، روان‌شناس در گفتگو با فارس توضیح می‌دهد كه استفاده از ماهواره به عنوان یك سرگرمی منجر به بروز آسیب‌های جدی در خانواده می‌شود. به گفته وی، مدگرایی و اعتقاد به خرافه‌پرستی، رسومات و رفتارهای غیراصولی از مضرات شبكه‌های ماهواره‌ای است، به طوری كه حریم بین افراد خانواده توسط ماهواره از بین می‌رود و متاسفانه در حال حاضر برخی خانواده‌ها متوجه تاثیر این وسیله در فسادهای اخلاقی نیستند.

تمام آنچه در مورد رسانه‌ها و ابزارها و فناوری‌های نوین در خانواده گفته شد، نیازمند آموزش است.

در این بین والدین بهترین الگو برای بهره‌گیری از این ابزارها هستند كه فرزندان شیوه‌های صحیح استفاده بهینه از این ابزارهای تكنولوژیك را از آن می‌آموزند.

آنان كه اینترنت، ماهواره، تلفن همراه و بلوتوث را اختراع كرده‌اند، فقط به جنبه سرگرمی آن توجه نكرده و بار انتقال اطلاعات توسط آنان مهم‌ترین هدف كاربرد این ابزارها بوده است.

اینترنت خدمات بزرگی به بخش توسعه فضای مجازی ارتباطات و انتقال اطلاعات كرده و تلفن همراه و ماهواره این روزها از ابزارهای نوین ارتباطی هستند، متاسفانه خانواده‌های ما شاید تنها به بعد منفی آن توجه می‌كنند و این یعنی آسیب جدیدی كه بقای خانواده‌ها را به خطر می‌اندازد.




 



روشهای برخورد با انسانهای ریاست‌ طلب
نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن 1389 
ساعت : 9:44 PM
نويسنده : مجيد جعفری

روشهای برخورد با انسانهای ریاست‌ طلب

در زندگی با آدم‌های زیادی برخورد می‌کنید که کنار آمدن با آنها بسیار دشوار است و از سخت‌ترین این آدم‌ها آنهایی هستند که همیشه احساس ریاست می‌کنند

 

 

 

 

 

در زندگی با آدم‌های زیادی برخورد می‌کنید که کنار آمدن با آنها بسیار دشوار است و از سخت‌ترین این آدم‌ها آنهایی هستند که همیشه احساس ریاست می‌کنند. این دسته از آدم‌ها طبیعتاً سلطه‌جو هستند و می‌خواهند همه از آنها تبعیت کنند و حرف خودشان را به کرسی بنشانند. وقتی کسی با حرف آنها مخالفت کند، معمولاً حالت دفاعی می‌گیرند و گستاخانه رفتار می‌کنند. این افراد نه‌تنها تنفر همه را جلب می‌کنند بلکه مایه آزار اطرافیانشان هم خواهند بود. کنار آمدن با اینگونه افراد خیلی سخت به نظر می‌رسد. اگر شما هم از این دسته افراد در اطرافتان دارید و دوست دارید بدانید چطور باید با آنها رفتار کنید، حتماً این مقاله را مطالعه کنید!
 

مهربان باشید

اولین قدم برای مقابله با افراد ریاست‌طلب این است که با آنها مهربان باشید. شاید غیرعادی به نظر برسد اما مطمئن باشید که موثر است. این افراد معمولاً انتظار دارند که شما با عصبانیت واکنش دهید و شما باید خلاف توقع آنها رفتار کنید. با محبت با این افراد برخورد کنید و بااینکار باعث خواهید شد که کمی به طرز رفتار خودشان فکر کنند.
 

او را مخاطب قرار دهید

حرفهایی که می‌زند را نادیده نگیرید. درعوض دیدگاه‌ها او را تحسین کنید اما بگویید که بااینحال ترجیح می‌‌دهید کارها را با رویکرد خودتان انجام دهید. برای برخورد با رفتار دفاعی او، آرام اما قاطع عمل کنید.
 

 ناامیدی‌هایتان را رها کنید

وقتی کسی ریاست‌طلب باشد و سعی کند که حرفایش را به شما تحمیل کند، از طرز رفتار او ناراحت خواهید شد و احساس ناامیدی خواهید کرد. این مسئله موجب بروز احساسات منفی شده و اعتمادبه‌نفستان را از دست می‌دهید. سعی کنید ناامیدی‌هایتان را رها کنید چون این افکار می‌تواند منبع استرس شما شوند.
 

قاطع باشید

افراد ریاست‌طلب می‌خواهند با افکار و عقایدشان شما را تحت‌تاثیر قرار دهند. برای آنها مشخص کنید که قصد تغییر رفتارتان را ندارید. اعتماد‌به‌نفس شما نقش مهمی در این زمینه دارد. وقتی این افراد ببینند که شما از خودتان مطمئن هستید و به افکارتان پایبندید، بالاخره دست از تحمیل عقایدشان برمی‌دارند.
 

مودبانه حرفتان را بزنید

به‌آرامی و مودبانه به فرد ریاست‌طلب بگویید که وقتی سعی می‌کند رفتارهای شما را کنترل کند چه احساسی پیدا می‌کنید. به او بفهمانید که اظهارنظرهای گستاخانه او احساسات شما را جریحه‌دار می‌کند. جلب توجه آنها به این موضوع باعث می‌شود کمی به رفتارها و حرفهایشان بیشتر فکر کنند.
 

به او احترام بگذارید

همه دنبال احترام هستند، اینطور نیست؟ پس چرا باید فرد ریاست‌طلب از این قاعده مستثنی باشد؟ درست است که رفتارشان موج منفی می‌فرستد و حتی ممکن است رابطه شما را با آنها خراب کند اما دلیلی هم ندارد که با آنها با بی‌ادبی رفتار کنید. به آنها احترام بگذارید. رفتار مثبت شما شاید بتواند به رفتارهای ریاست‌مآبانه آنها پایان دهد.




 



چرا نمی‌توانید برنامه‌ریزی كنید؟
نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن 1389 
ساعت : 9:42 PM
نويسنده : مجيد جعفری

چرا نمی‌توانید برنامه‌ریزی كنید؟

تا به حال چند بار برای خودتان برنامه‌ریزی كرده‌اید؟ چند بار كاری را شروع كرده، اما به اتمام نرسانده‌اید؟ چند بار تصمیم گرفته‌اید كه یادگیری زبان انگلیسی، كلاس موسیقی و ورزش و... را به طور جدی شروع كنید،
 
تا به حال چند بار برای خودتان برنامه‌ریزی كرده‌اید؟ چند بار كاری را شروع كرده، اما به اتمام نرسانده‌اید؟ چند بار تصمیم گرفته‌اید كه یادگیری زبان انگلیسی، كلاس موسیقی و ورزش و... را به طور جدی شروع كنید، اما بعد از مدتی بی‌تفاوت شده‌اید و آنها را رها كرده‌اید؟!
اگر شما هم از این دسته افراد هستید، بهتر است به جای برنامه‌ریزی، بنشینید و فكر كنید كه چرا برنامه‌هایتان عملی نمی‌شود؟ این كه هر روز قصد انجام كار بزرگی را دارید یا هر روز یك ایده و فكر جدید دارید، برای شما امتیازی محسوب نمی‌شود؛ مهم این است كه دست به كار شوید و ایده‌هایتان را عملی كنید. مطالعه نكات و اصول زیر به شما در عملی كردن برنامه‌هایتان یاری خواهد كرد:
 
 
مهم‌ترین اصل روشن بودن هدف است. دلیل این كه چرا بعضی از مردم در انجام كارهایشان موفقند، این است كه هدف‌ها و برنامه‌های كاملا روشنی دارند و از آنها فاصله نمی‌گیرند. در واقع هر چه برایتان روشن‌تر باشد كه چه می‌خواهید، موفقیت بیشتری نصیبتان می‌شود.

 
افكار و برنامه‌هایتان را روی كاغذ بیاورید. انسان‌های موفق قبل از این كه دست به اقدامی بزنند، روی كاغذ فكر می‌كنند. باید زمانی را برای نوشتن برنامه موفقیت و اهدافتان روی كاغذ اختصاص دهید. فقط 3 درصد از افراد این كار را می‌كنند. این كه آنها موفق می‌شوند اتفاقی نیست، بلكه با طراحی به آن می‌رسند. وقتی اهدافتان را می‌نویسید، آن را شفاف و قابل لمس می‌كنید، با این كار چیزی خلق می‌كنید كه قابل لمس و دیدن است. به بیانی دیگر، هدفی كه روی كاغذ نیامده، فقط یك آرزو یا رویاست و هیچ انرژی‌ای در پشت آن نیست.

 
برای اهداف و برنامه‌هایتان مهلت تعیین كنید. برای یك هدف یا تصمیم بدون مهلت مشخص هیچ فوریتی وجود ندارد. شما مجبورید برای به انجام رسانیدن اهدافتان در یك چارچوب زمانی مطمئن دست به یك تلاش فكری بزنید. بدون داشتن یك چارچوب زمانی شما هدفی ندارید، بلكه فقط آرزو خواهید داشت.
 
 
چند كار را با هم شروع نكنید. ممكن است شما بعد از خواندن یك كتاب یا مقاله و دیدن یك فیلم، انرژی زیادی برای برنامه‌ریزی داشته باشید، اما توجه كنید كه گنجاندن كارهای متعدد و سنگین خارج از توان‌تان، خصوصا برای شروع كار، شما را دچار سرخوردگی خواهد كرد.

 
زنجیرها را پاره كنید. عادت‌ها و بهانه‌ها زنجیرهایی هستند كه مانع عملی شدن برنامه‌هایتان می‌شوند.

 
اگر شما به تنبلی عادت كرده‌اید، بیماری خاصی ندارید،‌ فقط یك الگوی ذهنی را مرتبا تكرار می‌كنید. برای برطرف كردن عادت كافی است این الگو را به هم بزنید و افكارتان را عوض كنید. شما همیشه می‌توانید برای تاخیرها بهانه‌ای بیاورید. اجازه ندهید این اتفاق بیفتد. كلید شروع كار،‌ در حركت امروز است.